شوق دیدار - تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 5:21
رو به کدامین قبله جان بسپارم شوق دیدار تو چهار دیوار اتاقم را قبله ساخته دل که آینه ی جان است،ای جان دل صفای بلبل و چمن و و و طلوع خورشید را برایت آرزو دارم و غروب آن را به قیمت جان خریدارم Shaidaتقدیم بهbahar نوشته شده توسط احسان غلام حسین زاده در 10:39 | لینک ثابت •
خدا - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 15:52
پله پله تا ملاقات خدا قدم به قدم تا مرز عاشق شدن من عاشق عشقم عاشق پله های مترقی گاه باید پله پله رفت من پله ها را دوست می دارم اولین پله آخرین معشوق آخرین پله اولین معشوق مله پله تا ملاقات خدا خدا خدا خدا 'شیدا' نوشته شده توسط احسان غلام حسین زاده در 13:39 | لینک ثابت •
کلامی از استاد حسین پناهی - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 15:52
من زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره می ترسم! دین را دوست دارم ولی از کشیش ها می ترسم! قانون را دوست دارم ولی از پاسبان ها می ترسم! عشق را دوست دارم ولی از زن ها می ترسم! کودکان را دوست دارم ولی از آینه می ترسم! سلام را دوست دارم ولی از زبانم می ترسم! من می ترسم ، پس هستم این چنین می گذرد روز و
استاد حسین پناهی - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 15:52
چه مهمانان بی دردسری هستند مردگان نه به دستی ظرفی را چرک می کنند نه به حرفی دلی را آلوده تنها به شمعی قانعند و اندکی سکوت… نوشته شده توسط احسان غلام حسین زاده در 10:54 | لینک ثابت •
نوشته هایی ناب از حسین پناهی - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 15:52
درختان می گویند بهار پرندگان می گویند ، لانهسنگ ها می گویند صبر و خاک ها می گویند مصاحب و انسان ها می گویند «خوشبختی» امّا همه ی ما در یک چیز شبیهیم ، در طلب نور ! ما نه درختیم و نه خاک . پس خوشبختی را با علم به همه ی ضعف هامان در تشخیص ، باید در حریم خودمان جستجو کنیم … حسین پناهی کهکشانها کو زم
آزادی آزادی و آزادی بر پایه ی اسلام ناب محمدی.دهه ی فجر - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 15:52
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا u200fوَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً سایت خدماتی بیست تولز
چند می فروشی ؟ - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 15:52
مرد کشاورزی یک زن نق نقو داشت که از صبح تا نصف شب در مورد چیزی شکایت میکرد. تنها زمان آسایش مرد زمانی بود که با قاطر پیرش در مزرعه شخم میزد. یک روز، وقتی که همسرش برایش ناهار آورد، کشاورز قاطر پیر را به زیر سایه ای راند و شروع به خوردن ناهار خود کرد. بلافاصله همسر نق نقو مثل همیشه شکایت را آغاز کر
شاخه گل خشکیده - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 15:52
” قد بالای ۱۸۰، وزن متناسب ، زیبا ، جذاب و … این شرایط و خیلی از موارد نظیر آنها ، توقعات من برای انتخاب همسر آینده ام بودند.توقعاتی که بی کم و کاست همه ی آنها را حق مسلم خودم میدانستم . چرا که خودم هم از زیبائی چیزی کم نداشتم و میخواستم به اصطلاح همسر آینده ام لا اقل از لحاظ ظاهری همپایه خودم باشد
... - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 15:52
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا u200fوَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً سایت خدماتی بیست تولز