در این گزارش، تازهترین اطلاعات درباره «شعری قشنگ و خاطره انگیز از فریدون مشیری...B@h@R» را میخوانید. بی تو، مهتابشبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،شدم آن عاشق دیوانه كه بودم.در نهانخانۀ جانم، گل یاد تو، درخشیدباغ صد خاطره خندید،عطر صد خاطره پیچید:یادم آمد كه شبی باهم از آن كوچه گذشتیمپر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیمساعتی بر لب آن جوی نشستیم.تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.من همه، محو تماشای نگاهت.آسمان صاف و شب آرامبخت
برچسب:
نویسنده: آتنا رحمانی
Baharshaida
در این مطلب، جزئیات مربوط به «Baharshaida» ارائه شده است.
گاهی میانِ خلوتِ جمع،یا در انزوای خویش،موسیقیِ نگاهِ تو را گوش میکنم!وز شوقِ این محال،که دستم به دستِ توست،من جای راه رفتن پرواز میکنم …! اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاًسایت خدماتی بیست
برچسب:
نویسنده: آتنا رحمانی
برچسب:
نویسنده: آتنا رحمانی
برچسب:
نویسنده: آتنا رحمانی
برچسب:
نویسنده: آتنا رحمانی
برچسب:
نویسنده: آتنا رحمانی
کاش این همه از دسترسم دور نبودی!
خورشید نبودی و پر از نور نبودی!
ای کاش که هم رنگ تو بودم من و ای کاش
بر پیرهنم وصلهی ناجور نبودی!
گفتند شما مال همید... آه! چه می شد
ای چشمِ تر! این قدر اگر شور نبودی؟
پر بود، پر از آهوی یک ساله در و دشت
در شهر اگر این همه ساطور نبودی
صیاد که با دست پر آمد... تو چطوری؟
ای صیدِ بد اقبال که در تور نبودی!
برچسب:
نویسنده: آتنا رحمانی
برچسب:
نویسنده: آتنا رحمانی
برچسب:
نویسنده: آتنا رحمانی
برچسب:
نویسنده: آتنا رحمانی
برچسب:
نویسنده: آتنا رحمانی
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
برچسب:
نویسنده: آتنا رحمانی
برچسب:
نویسنده: آتنا رحمانی
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
برچسب:
نویسنده: آتنا رحمانی